امشبم گذشت من ندیدمت
چشم به راهتم تا رسیدنت
امشبم گذشت حال من بده
دل بریدن رو یاد من نده
دنبالت میام با یه چتر خیس
رددپای تو توی جاده نیست
از کدوم مسیر رد شدی گلم
بی تو هر نفس غصه میخورم
تو چه راحتی من ازت جدام
همه چیزمی چی ازت بخوام
امشبم گذشت من ندیدمت
چشم به راهتم تا رسیدنت
امشبم گذشت حال من بده
دل بریدن رو یاد من نده
دنبالت میام با یه چتر خیس
رددپای تو توی جاده نیست
از کدوم مسیر رد شدی گلم
بی تو هر نفس غصه میخورم
تو چه راحتی من ازت جدام
همه چیزمی چی ازت بخوام
آقای دکتر پاک بهم ریختم..خیلی میترسم..زنم دست از سرم بر نمیداره..خدا بیامرز همش بخوابم میاد..میگه پس کی میخای به حرفت عمل کنی..یکسال گذشت!!..
خب..مگه چی بهش گفته بودی؟!!..چرا عمل نمیکنی؟!!.
هیچی آقای دکتر..بهش گفته بودم..یه لحظه هم بدون تو زنده نمیمونم!!
روی تن سردم
چیکه چیکه بارون میباره
انگاری که با تو
دارم میشم عاشق دوباره
چقدر حس خوبی
به تو دارم امشب عشق من
اگه تو رو میخوام
دست خودم نیست آخه دوست دارم
دلم میخواد آروم
تو رو زیره بارون
تو بغلم بگیرمو ببوسمت
چشامو ببندم
حلقه کنم دستامو دوره تنت.
پ.ن: من چند روزه حجمم تموم شده، الانم با دایال آپ بروز شدم،ببخشید بابته نبودنم.
پدر و مادر دختر برای اطمینان پسر،دختر را در اختیارش گذاشتند و گفتند: هر دکتری که خودت میشناسی و میخواهی ببر. ما از دخترمون مطمئنیم.
پسر مدتی را فکر کرد: شاید با همه ی دکتر های شهر تبانی کرده اند.
مگه این شهر چقدر دکتر داره؟ پس برای اطمینان بیشتر تصمیم گرفت او را به بزرگترین شهر کشورشون برده و به دکتر ها نشان دهد.
همه ی دکتر ها با خنده ی تلخ کوتاهی جوابش را دادند و او هیچ چیزی از این خنده ها نفهمید.
در خروجی شهر نوشته بودند :امیدوارم با خاطره ی خوش از شهر بی کران رفته باشید.